



مدرسه «مطالعات اجراء» باشگاه اندیشه برگزار میکند:
نشست چهارم «تاریخ شفاهی تئاتر ایران» با عنوانِ
گذر از مرزها؛ چشماندازی از آن سوی مرگ
بازخوانی اجرای سال ۱۳۶۹ گروه تئاتر آیین از نمایشنامه «روشنایی تیره» اثر آلوارو منن دزلیل
با حضور داوود دانشور، منصور براهیمی و جمعی از هنرمندان آن اجرا
یکشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۲
📝 گزارش مشروح
نشست چهارم از جلسات تاریخ شفاهی تئاتر ایران، روز یکشنبه اول مرداد ۱۴۰۲ در باشگاه اندیشه، مدرسه مطالعات اجرا برگزار شد. این نشست به بازخوانی اجرای سال ۶۹ گروه تئاتر آیین به نام «روشنایی تیره» اثر آلوارو منن دزلیل، نمایشنامهنویس السالوادوری اختصاص داشت. گروه تئاتر آیین در آن سالها بنا داشت با اجرای متنهایی از سراسر دنیا به «جهان سوم در تئاتر» بپردازد که البته مفهومی غیر از معنای مصطلح آن در سالهای بعد دارد، و به آثار مستقل تئاتر جهان مربوط میشد.
در این نشست داود دانشور و منصور براهیمی، همراه با جمعی از اعضای گروه تئاتر آیین، نظیر پرویز فلاحیپور، امان رحیمی و میرقیصری به مرور خاطرات آن اجرا پرداختند. دانشور با اشاره به نمایشنامه «خدنگ راهوار» که بنا بود پیش از «روشنایی تیره» توسط گروه اجرا شود، از اجرا نشدن آن ابراز تأسف کرد. او گفت علیرغم تمرین یکماهه با بازیگران خردسال که اکثرا فرزندان اعضای گروه بودند؛ به دلایل متعدد این متن به اجرا نرسید و حسرت آن بعد از سالها برای ما ماند. براهیمی به ویژگی زبانی فوقالعادهای در نمایشنامه «خدنگ راهوار» نوشته داود دانشور اشاره کرد، که کودکان حاضر در تمرین، توانسته بودند آن را به اجرا درآورند؛ زبان روستایی ویژهای که در عالم واقعیت نمونهای نداشت، ولی توسط تماشاگر فهم و باور میشد.
در هر صورت بعد از یک ماه و اندی تمرین، امکان اجرای متن نبود، و گروه باید به سراغ متن دیگری میرفت، تا نوبت سالن و صحنهاش از دست نرود. این شد که بدون هیچ وقفهای، و بلافاصله نمایشنامه «روشنایی تیره» که پیش از این در پژوهشهای گروه دربارهی تئاتر آمریکای لاتین، خوانده و ترجمه شده بود؛ برای اجرا انتخاب شد. براهیمی با بیان خاطرهی تایپ متن با کامپیوتر IBM و تکثیر و صحافی متن، از یک صبح تا ظهر و رساندن آن به جلسه عصر گروه؛ از غافلگیری اعضا گفت که بدون معطلی قرار بود درگیر اجرای متن جدیدی شوند.
در ادامه دانشور(کارگردان، و بازیگر نقش موتر/دزد) ویژگیهایی در نمایشنامه «روشنایی تیره» برشمرد که آن را مناسب آن روزها و در پیوند با جامعه و مردم قرار میداد. نمایشنامه داستان گفتگوی دو سر است که با گیوتین قطع شده، و یکی دزد و یکی انقلابی است. گفتگوی این دو نفر یا دو سر در نهایت به حیاتی تازه و شکلگیری دیدگاهی نو در باب زندگی و هستی منجر میشود که هر دوی آنها را از دنیای خودشان جدا میکند و به جهانی دیگر و حیاتی سرشار رهنمون میکند. این کنده شدن و حیات دوباره، برای تماشاگر نیز پیامهای خاص خود را داشت، و علیرغم ظاهر منزجرکنندهای که داشت، با استقبال مخاطب هم روبرو شد. دانشور با بیان سختیها و ظرافتهای بازی در نقش سری که از بدن جدا شده، و ابزار بازیگر که فقط صدا و تغییر حالت چهره است؛ از دشواری بیحرکت بودن بدن در زیر صحنه گفت، که چنانچه بدن هنگام اجرا حرکت میکرد، این حرکت باعث تکانِ سر میشد، و تماشاگر را متوجه بدنی که در زیر پنهان است میکرد؛ و این دشوارترین بخش اجرا بود، که با خوابیدنِ بدن همراه بود.
پرویز فلاحیپور(بازیگر نقش گوتر/انقلابی) هم گفت که اگر نبود تمرینهای مستمر بدن و صدا که در گروه انجام میشد، این اجرا موفق از آب در نمیآمد. براهیمی(دستیار صحنه و کارگردان) نیز از سختگیری دانشور در به تعادل رسیدن صدا دراجرا سخن گفت که بعد از پنج شش شب اجرا، با گزارشهایی که او به دانشور میداد و اصلاحاتی که در اجرا انجام شد؛ تازه آن روح تئاتری که همه به دنبالش بودند، بروز کرد و تا انتهای اجرا این روح بر صحنه حضور داشت. او گفت این روح را نمیتوان فقط به متن، یا کارگردانی یا بازیگری مربوط دانست؛ بلکه در کنار همهی اینها چیزی روی صحنه جان میگیرد و حیات مییابد که فقط باید آن را در حین اجرا، تماشا و شهود کرد.
فلاحیپور با بیان اینکه بعد از اجرای واتسلاو، گروه آیین مخاطبان خود را پیدا کرده بود و آنها منتظر اجراهای گروه بودند؛ از ویژگی بارز متنها و اجراهای گروه که دعوت به تفکر و اندیشه در مناسبات روز جامعه میکرد، سخن گفت. او با انتقاد از وضعیت تئاتر امروز کشور که جایی برای تفکر باقی نگذاشته است؛ از برخی اجراهای زیرزمینی که فقط برای عبور از خط قرمزها به روی صحنه میروند، گلایه کرد. امان رحیمی هم به اقشار مختلف مردم از مهندس و دکتر و کاسب که مخاطب گروه آیین در آن سالها بودند، به ویژگی دیگری در اجراهای گروه آیین اشاره کرد، که علاوه بر آموزش تماشاگر، توقع آنها را بالا میبرد، و حتی دانشجویان را برمیانگیخت که از اساتید خود منابع و سرفصلهای جدیدی برای آموختن و تحصیل مطالبه کنند.
در انتهای جلسه براهیمی بخشی از بروشور اجرای «روشنایی تیره» را خواند که واکنش گروه به نقدهای مخربی بود که بعد از اجرای واتسلاو در روزنامهها و نشریات، بر علیه گروه آیین منتشر شده بود. این بخش موضع تند و صریح گروه بود که تنها مردم را داور راستین فعالیتهای خود میشناخت، و برای اصلاح رویههای مخرب در نقد تئاتر، اقدام به انتشار متنهای آموزشی در باب نقد صحیح و اصولی خواهد کرد. این بخش از بروشور، که واکنشهای زیادی به دنبال داشت، در واقع پاسخ گروه بود به رفتارهای غیراصولی و گاهی بچهگانه خبرنگارانی که حتی در مواردی باعث اختلال در اجراهای گروه میشدند. میرقیصری نیز که از این اجرا به گروه ملحق شده بود، از واکنشهای صادقانه مردم عادی در این اجرا گفت، که باعث بحث و گفتگوهای پرهیجانی میان آنها میشد.
صوت نشستِ «گذر از مرزها؛ چشماندازی از آن سوی مرگ»
ویدئوی نشستِ «گذر از مرزها؛ چشماندازی از آن سوی مرگ»