
ما زیستن در دورهای را تجربه میکنیم که امر دینی در انواع و اقسامش دستخوش تحولات شگرفی شده است. ایدهی عصر مدرن کوشید تا با ساخت جهان درونماندگار، مواجههای بس متفاوت با دین رقم بزند. حال که فرصتی برای تمرکز بر شناخت مختصات این دوران پدید آمده است، میتوان در میانهی بحران مسائلی از این دست را برای امر الاهی، معرفت دینی و نهاد دین مطرح کرد:
۱. آیا امر الاهی از جهان درونماندگار مدرن که برای زیست انسان دینمدار بحرانساز بوده، رخت بربسته و به امتناع رسیده، یا امکان تحقق آن همچنان وجود دارد؟
۲. علاوهبر امر الاهی، معرفت دینی و باور دینی که به نظر میرسد از بحران روایت رنج میبرد، چگونه میتواند خود را انسجام بخشد؟
۳. پیامدهای اجتماعی و اقتصادی بحران برای نهاد دین از چه گونههایی است؟ و آیا محتمل است بتوان از میان این پیامدها راهی برای کارآمدسازی نهاد دین شناسایی کرد؟